عرفان در مقام ابراهيم يعني عبور از پيچ و خمهاي مسيرهاي عصبي مغز! يعني رهايي از تاريكي چاه نفس؛ آنجا كه يوسف زيباي الهي در خويشتن خويش، اسير باورهايي برادرنما اما در واقع گرگاني درنده مي شود. بسياري از ما در اسارت زندان باورها و نگرشهاي قديمي و فرسوده خود هستيم و اكثراً در حسرت و آرزوي آرامش، خوشبختي و اقتدار مادي و معنوي !
هوشيار باشيد: تا تجربه آرامش، شادي ، ثروت و كسب اقتدار و خوشبختي ، فاصله چنداني نداريد !
كسب آرامش و خوشبختي نيازمند ورود آگاهانه و ماهرانه در بيت المقدسي است كه پروردگار از آن به عنوان صدر و دانش امروزي از آن بنام مغز ياد مي نمايد . بعد از ورود به اين خانة پنهان بايد مسير را از قاعده تا لايههاي فوقاني آن طي نمود تا به مقام ابراهيم(ع) رسيد. مقامي كه در آن كارواني از نور به شيوهاي ماهرانه بر ما نازل شده و ما را به بلنداي سرزمين مصر خويشتن مي برد و آنجا است كه تو ميتواني حضور نيروي برتر را تجربه و ماهيت حقيقياش را درك و با او وارد رابطهاي نزديك شوي؛ مشاهدة عريان و شنوايي شفاف حق!
خبر خوب : و اينجا تازه آغاز راه سعادت، ثروت، سلامتي و آرامش تو است
ورود به اين خانه و عبور آگاهانه از اتاقهاي گوناگون و تنگ و فرسوده آن نيازمند مهارت كافي براي شناخت(حج) و بازسازي(عمره) تكتك بخشهاي فرسوده است . اما گذر از دالانهاي تنگ و فرسوده اين خانه علاوه بر مهارت در حج و عمره نيازمندِ شهامت و سماجت در رهايي از علاقه و وابستگي به باورهاي قديمي فريبدهنده و گذر از خانههاي خودساخته است .
نكته نجات بخش: براي خلق آينده و تجربه زيباييها ، بايد از وابستگي به گذشته جدا شوي و قدم در راه ناشناخته ها بگذاري!
گاهي اين زندانهاي تنگ و تاريك خانة مغز، از چنان انديشههايي پر گشته كه شهر رنگارنگ و قصر جواهراتي را برايمان به نمايش ميگذارند بطوريكه ما در الوان مستكننده آنها، بيهوش شده و به دور خود و باورهاي فرسوده خويش طواف ميكنيم و لذت ميبريم. آري بسياري از ما در مسير خودشناسي و خودسازي(حج و عمره) نيازمند ذبح علاقهها، احساسات، ترسها، نگرانيها و حتي ذبح نطقها و شهودهاي نفس(ضمير ناخودآگاه)مان هستيم . بايد گوش نفسمان را كر نمايم و سمع الهيمان را شنوا كنيم ! بايد از بناهاي خودساخته (باورهاي قديمي)كه همچون فرزندان دست پروردة ما هستند، دست كشيد و دور شد ، دور !
سلامتي الله بر شما جاري باد ! براي تقرب به مقام ابراهيم و تجربه آرامش و اقتدار الهي ، بايد دست از اعتكاف در خانه خودساخته باورهاي مغز برداري و سفر به سرزمين نور را آغاز نمايي . بايد شجاعانه از سه دالان تنگ و كمارزش مغز گذر كني و به شهر اصوات و انوار الهي قدم بگذاري و در آن شهر زيبا ، تنها چشم خود را بر القائات او و گوش خود را بر كلمات زيباي حق متمركز نمايي .
حال خوب گوش كن !
انگار كسي تو را صدا مي زند كه اسماعيل وجودت چيست؟ وابستگيها، باورها و افكاري كه مانع تقرب و تعالي تو هستند، كدامند؟
پشت درياها شهري است ، قايقي خواهم ساخت ، دور خواهم شد از اين خاك غريب . نه به آبيها دل خواهم بست و نه به دريا-پرياني كه سر از آب بدر ميآورند . همچنان خواهم راند . دور بايد شد ، دور ! شب سرودش را خواند ! نوبت پنجره هاست .
پشت درياها شهري است كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است .
دستاوردهاي اين سمينار براي شما :
اسماعيلهاي وجودتان را خواهيد شناخت و قادر خواهيد شد قايقي براي رفتن به درياي بيكران الهي بسازيد و قدم در سرزمين ناشناختهها بگذاريد! شما خالق آيندهتان هستيد پس گام اول = ذبح اسماعيلهاي نفس !
قيمت فروش : 5000 تومان