سلام و سلامتی الله بر اعضاء هشیار و آگاه
آنچه در زیر میخوانید مقالهای است که به سعی و همت گروهی از اعضای همگام با تعالی(لیلا ریاضی-بهمن آتشی-مهرنوش افشاری-سرود آتشی) و با به کارگیری تکنیکهای کارگاه خلاقیت که در کانون کیمیا با حضور مربی مجرب کانون، مهندس سید هومن سادات کیائی برگزار شد نوشته شده است. همانطور که این مقاله برای گردآورندگان و نویسنده آن گشایش ها و تجربیاتی عالی بسیاری در پیداشت، امیدواریم در ذهن شما نیز دریچههای تازه ای به آزمونهای الهی بگشاید.

میدانیم که برای تحقق رسالت الله و تشکیل حکومت او بر زمین و ساختن جامعه ارزشمند آنگونه که شایسته و لایق رسالت الله است و رسیدن به امنیت، آرامش، اقتدار و ارزشمندی، گروهی از قومها -به عنوان پیشرو- انتخاب میکنند از قوم بودن(مقاومت در برابر تغییر) دست بکشند و عضو شبکه شعورمند الله گردند و آلعمران گونه با تغییر در خود شروع به تغییر و تحول در جهان پیرامون کنند؛که روش و قوانین آن را خداوند ربالعالمین در کتاب قرآن که قرائت کننده نون مغز است برای انسانها بیان فرموده است؛ که اگر برای تحقق این رسالت از این روشها و قوانین خطا و اشتباهی صورت بندد موجب هبوط و دور شدن از مسیر میشود؛ که البته راه برگشت که همان توبه و برگشت به صراط مستقیم است باز گذاشته شده است. آری ما خود را در این جایگاه بالا و الهی قرار دادهایم و انتخاب کردهایم که رسالتی بزرگ به عهده بگیریم پس باید خود را مجهز کنیم. باید خود را به تمامی ابزارها و توشه های این راه مجهز کنیم.
در ذیل به چند نکته مهم و کلیدی اشاره میکنیم که در حال حاضر و با توجه به شرایط موجود به دقت و تامل بسیار نیاز دارد:

موضوع اول: إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتىَ يُغَيرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ(آیه 11 سوره رعد)
ما تا گروه خودمان را آن گونه که باید متحول نکرده باشیم و خودمان قوانین را در گروهمان نهادینه نکرده باشیم چگونه میتوانیم جامعه پیرامونمان را تغییر دهیم و چگونه میتوانیم انتظار داشته باشیم که جامعه پیرامونمان تغییر کند و از ما الگو بگیرد؟
برای این راه باید هشیار و آگاه بود. هشیار بود و شناختی جامع از قوانین مجموعه داشت و به تکتک آنها احترام گذاشت. در تمامی لحظاتی که در شرایط مختلف حضور داریم به فکر، کلام و رفتارمان آگاه باشیم. زیرا خطای گروه پیشرو بسی بزرگتر است و دامنه و ابعاد آن وسیعتر؛و شاید یک رفتار به ظاهر ساده،بخشی بزرگ از قوانین آن مجموعه را زیر پا گذارد و موجب هبوط شود.
موضوع دوم: توبه و برگشت به عقب و جبران اشتباه

اختیار خود ببین جبری مشو ره رهاکردی به ره آ، کج مرو
یکی از زیباترین کارهایی که می توان در این زمینه انجام داد این است که مسئولیت افکار اعمال و آثار و رفتار اشتباه خود را به عهده بگیریم ؛درسهای آن را بررسی کرده و از آن عبرت بگیریم و مشتاقانه در صدد جبران خطا برآییم. زیرا همیشه راه برگشت باز است و همیشه راه بازگشت به عقب و دوباره نو شدن و به جلو رفتن موجب تقویت خویشتن و راه و رسالت میشود و باعث میگردد تا با رها شدن از عادات و الگوهای مخرب که از بناکنندگان و گذشتگانمان گرفتهایم به خلق آینده ای ارزشمندتر و قدرتمندتر نائل گردیم. چه بسا آن نقطه، سرآغاز اوج و سرعت ما به سوی تعالی و رشد باشد.
وَ مَا أَدْرَیكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ(2 /قدر)

خداوند هر لحظه خود را به شکل های مختلف به اعضای هستی نشان می دهد.گاهی در قالب بک رویداد خوب یا به ظاهر بد، گاهی در قالب یک جزء هستی و گاهی از دیدگاه کل یا به هر قالبی که شایسته و نیاز هر زمان است. آنچه در این میان مسلم است اینکه هدف از این نو شدنهای مکرر در هستی یک چیز است و آن آزمایش و سپس آگاهی انسان به میزان توان و استعدادهایش برای رسالتی است که به منظور آن به هستی قدم نهاده است.
نشانههای حضور خداوند به هر انسانی نمایانده می شود. با این حال یک بشر آگاه و هشیار عضوی از هستی است که با ذکاوت و هشیاری این نشانهها را دنبال کرده و از آنها پیامهایی برای رشد و تعالی خود دریافت میکند.
یک بشر آگاه سعی دارد تا با تعقل، صبر و جامعنگری هر رویدادی را ارزیابی کرده و با کنار هم قرار دادن آنها از آن رویداد استخاره کند.(خیر را درآن جستجو کند)
در این میان، در هر رویدادی ، احساسات و هیجانهای انسان به شیوههای گوناگون خود را می نمایانند. این جاست که هنر مدیریت و کنترل احساسات هر فرد، مهم و جالب توجه می گردد.
در رویارویی با احساسات دو انتخاب پیش رو است:
اول اینکه انسان بازیچه احساسات، شرایط و دستخوش احساسات و هیجانات شود.
دوم آنکه در این رویدادها به آزمونهای الهی آگاه بوده و با آگاهی و هشیاری با افراد و شرایط پیرامونش رفتار نماید.
در صورت انتخاب دوم رعایت اصل برنده - برنده نکته مهم و قابل تأملی است. زیرا هر آنچه انسان در هستی انجام میدهد زمانی ناب ترین و عالی ترین نوع خیر محسوب میشود که رضایت الله و سایر ابعاد را در طولانی مدت همراه داشته باشد.
در خصوص کسب رضایت جمع، گاهی شاید لازم باشد بشر هشیار، خود را در جایگاه مخاطبان خود قرار دهد و از زاویه دید آنان به موضوع بنگرد. زیرا میدانیم موضوع واحد از زاویه دید یک نفر امکان دارد خوبی و خیر تمام و از زاویه دید دیگری عین شر و بدی باشد.
_2802.bmp)
برای مثال داشتن شادی و شعف در هر زمان و مکان امری شایسته و لازمه برخورداری از یک زندگی موفق است. اما زمانی که این شادی و شعف از حد بگذرد به مجموعه ای که در آن هستیم آسیب میرساند. در چنین شرایطی که احساس شادی در ذهن اعضای یک مجموعه ایجاد شده و مدام ریشه میدواند مسئولیت یادآوری و متذکر شدن قوانین این مجموعه به عهده اعضایی از همان مجموعه است که به ذهن و احساسات خود آگاهترند.این افراد میتوانند با تحلیل مشخص از اوضاع و در نظر گرفتن شدت احساسات همراهان و ملاحظه سایر جوانب، با یک نقاب متناسب، قوانین و حدود متعادل مجموعه را متذکر شوند و با این کار یادآور شوند که ادامه هرکار و احساسی، تاجایی مناسب است که به شعور مخاطب آسیب نزند و حریم سایر اعضا و راهبر مجموعه را به مخاطره نیندازد.

گاهی اوقات پیش آمده است که باخود اندیشیدهایم مگر اعضای این مجموعه خودشان قوانین و حدود آن را نمیدانند؟ پس دیگر چه نیازی به یادآوری من است؟
این نکته را باید در خاطر داشته باشیم همانطور که ما انسان هستیم و برخی مواقع آنقدر درگیر احساسات شدیدمان میشویم و بسیاری مسائل را فراموش میکنیم، دیگران هم در معرض این فراموشکاری هستند و شاید یک تلنگر کوچک، ذهن خودِ ما و سایر اعضای مجموعا را به نور آگاهی روشن کند.
مدتی پیش که برای مصاحبه شغلی به سازمانی رفته بودم مدیر مجموعه سؤالی از من پرسید که من را به تعقل واداشت. او پرسید: تا به حال پیشآمده که مسئولیت یک مهمانی را به عهده بگیری و خودت اولین کسی باشی که یک مهمانی را برپا می کنی و از دیگران دعوت مینمایی؟
وقتی با دقت به خودم نگاه کردم دیدم با اینکه استاد درس جامعه ارزشمند را به ما آموزش داده بودند من به جای پیشرو بودن، دنبالهرو بودم. حتی اگر حرف تازهای برای گفتن داشتم و ممکن بود آن حرف حتی تأثیر مثبتی در زندگی دوستانم داشته باشد، آن را نمیگفتم!!!که مبادا ساز مخالف جمع باشم. اگر احساساتی مثل خویشتن دوستی و عزت نفس کم، ترس از اینکه مبادا درباره ما قضاوتی کنند و ترس از دوست داشته نشدن و...را بررسی کنیم میبینم که این احساسات موجب دنبالهروی میشود و منجر به آن میگردد که هیچ وقت انسان نخواهد در یک جمع، حرکتی به عنوان پیشرو، انجام دهد.
در اینجا مثالی مشابه با اتفاقی را که در شب همگام شهریور ماه با آن مواجه شدیم را عنوان میکنیم. پس از اتمام جلسه آموزشی آن ماه، در ساعات نیمه شب گروهی از همراهان با افراط در آواز خواندن و شادی و لذت بردن از فضای زیبای باغ و ابراز هیجانات مانع از استراحت بهینه سایر اعضا و همچنین مربی دورهها شدند و تا حدودی آرامش را از سایرین سلب کردند. در این مثال سه مورد از واکنشهایی را که میتوان نسبت به این موضوع خاص انجام داد، بررسی مینماییم.
v فکر کنید در جمعی نشستهاید که افرادی با اعمال و رفتارشان به اعتقادات شما توهین میکنند. شما در این موقع چگونه از حقوقتان دفاع میکنید؟ چگونه آنها را به اشتباهشان آگاه میکنید؟ فکر میکنم پاسخ روشن است، پاسخ آن داشتن ابزاری همچون کلامی قوی و موثر و دانستن ضرب المثلها، اشعار و آیههایی است که باید همیشه در ذهن داشته باشیم تا بتوانیم افراد را متقاعد کنیم که آنچه برای ما ارزشمند است بپذیرند و درک کنند.البته در اینجا اولین راهکار این است که احساساتمان را مدیریت و کنترل نماییم و بتوانیم آرامش خود را حفظ نماییم تا کلاممان دارای نفوذ بیشتری باشد.
* حالا تجسم کنید که در جمعی نشستهاید و آن جمع مشغول به کاری هستند که کمی مغایر با ارزشهای شماست. ناگهان شما به خودتان میآیید و میبینید در حال انجام همان کاری هستید که با ارزشهایتان مغایر است. مثلاً همان شلوغ کاریها. با توجه به دلایل انتخابهای نامطلوب که عبارتند از تعجیل، واکنشی و از سر احساسات عمل کردن، عدم شناخت کافی از نیازها و علایق خویش، شناخت کم و ناقص موضوعِ ،درس نگرفتن از خطاهای گذشته، عدم استفاده از قانون آشکار سازی و با توجه به مطالب سمینار خلق آینده با ناآگاه بودن به الگوهی تکرار و...
کدام یک از این موارد باعث انتخاب نامطلوب شما شده است؟ کدام عامل بیشترین تأثیر را در انتخاب نادرست شما داشته است؟
v حالا فکر کنید در جمعی نشستهاید و در حال انجام کاری هستید و آن کار دارای ضوابط و قوانین مشخصی است و شما بسیاری از این قوانین را قبول دارید.اما ناگاه شما شروع به کاری میکنید که موجب شکستن خیلی از بایدها و نبایدها میشود. چه عاملی موجب میشود که شما قوانین را زیرپا بگذارید؟ مثلاً فکر کنید شما اصل برنده-برنده پنج بعدی را به عنوان یک ارزش قبول دارید ولی در کاری که در حال انجام آن هستید فقط خودتان یا تعداد اندکی از آن جمع برندهاید یا مثلاً سیستم همپاس را پذیرفتهاید ولی به قول معروف توپی را که به دستتان رسیده به احدی پاس نمیدهید.
اینها از چه الگوهای تکراری برخاسته اند؟ از چه سود پشت پردهای لذت میبرید؟ کدام رفتارتان را باید تغییر دهید؟
سفرهای هزار فرسنگی با اولین گام آغاز میشود

اولین گام در این زمینه خودشناسی، خودسازی و کسب مهارت در فنون مدیریت بر احساسات است. موفقیت، خوشبختی و تعالی تمامی ما انسانها نیازمند شناخت، هدایت و کنترل عواطف و هیجانات است. بنابر این باید ابتدا از خودمان شروع کنیم. ما مسئول خودمان، مخاطب، جامعه و توسعه ارزشمندی آن، مسئول رضایت و پویایی نور و عشق شعور برتر هستیم و با استفاده از روشهای یادگیری و حرکت در مسیر تعالی و با تعقل و تفکر و تجزیه و ترکیب یک موضوع که ما را به جامع نگری و تعقل میرساند میتوانیم به عنوان یک انسان یادگیرنده عمل کنیم.
در اینجا تنها آموختن و خواندن کافی نیست؛ زیرا ما رسالتی فراتر از آنچه میبینیم بر دوش داریم و باید بتوانیم به عنوان پیشرو، در جامعه،خوب و موثر عمل کنیم. یکی از مسائلی که باعث میشود ما در جامعهمان پیشرو باشیم عمل نمودن به آنچه آموختهایم است به عنوان پیشرو، با به کار گیری کلامی قوی، حضور مؤثر و با یادآوری اهداف و رسالت و با اتحاد و همبستگی ،مسئولیتی بس عظیم را به عهده داریم.
اگر ما با همیاری، بشارت و انتشار امواج و افکار مثبت و با تبلیغ و یادآوری به عنوان پیشرو در جامعهمان عمل نماییم میتوانیم این رسالت و امانت عظیم را که همانا جاری کردن نور و شعوربرتر است هرچه سریع تر و باکیفیت تر پیش ببریم و طرح الهی خودمان که همان نیازهای واقعی ما است، یعنی آرامش، امنیت و ارزشمندی را توسعه دهیم. پس اگر میخواهیم قدرتمندانهتر از آنچه تا کنون بودهایم عمل کنیم، می باید هشیار، هشیار و هشیارتر باشیم. و از تمامی نعمتها و فرصتها بهترین استفاده را بکنیم و شکرگزار آنها باشیم.
یکی از این نعمتها برگزاری جلسات همگام با تعالی است پس بیا قدر این نعمت مشهود نامشهود را بیشتر بدانیم.

اگر ما خودمان را متعهد به حضور قوی و مؤثر در همگام بدانیم با شناخت و آگاهی صحیح نسبت به ماهیت، ارزشها و اهداف همگام میتوانیم مؤثرتر و با انگیزهتر از قبل حرکت کنیم. زیرا یکی از ویژگیهای مهم همگامباتعالی، استفاده از انرژی جمعی برای افزایش سلامتی و خلق اعجاز است و بهترین تکنیک، استفاده از قانون آشکار سازی است. ما میتوانیم با تصاویر مثبت و صبر قبل از هر کاری بهترینها را برای خودمان و سایر همراهانمان رقم بزنیم. زیرا وقتی خودمان را دوست بداریم و لایق زندگی عالی بدانیم برای تجلی این لیاقت هرگز به خویش و دیگران آسیب نمیرسانیم.
در پایان باید بگوییم که در معادله زندگی ما، گذشته با آینده برابر نیست. پس ما میتوانیم با درس گرفتن از خطاهای گذشته زین پس جور دیگر عمل کنیم.میتوانیم به آنچه فراگرفته ایم کمی عاملتر باشیم. کمی متفاوتتر نگاه کنیم. برای متفاوت بودن، باید متفاوت فکر کنیم. برای تغییر افکارمان، زمانی کوتاه کافی است.
ما برای خلق آیندهای نو باید ابراهیموار دست به عمل بزنیم. گاهی باید دست از کنجکاویهای بیجا برداریم. برای دست نزدن به شجره ممنوعه باید احساساتمان را مدیریت نماییم. بیایید این بار هوشمندانه فکر کنیم و هوشمندانه عمل کنیم. از کنار قضایا ساده عبور نکنیم. از کنار نعمتهای بزرگی که خداوند در زندگیمان جاری کرده بیتفاوت نگذریم.چنانکه می دانیم:
شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر، نعمت از کفت بیرون کند
همواره باید به هدف والایمان آگاه باشیم ؛زیرا لحظهای غفلت ما را از هدفمان دورتر میکند.
تمرین مهم : اگر عضو همگام با تعالی هستید بعد از خواندن این مقاله با خود بررسی کنید که در روند استراحت و تفریحات شب همگام شهریور ماه چه نقشی داشتید؟ نقاط قوت و بهبود خود را بررسی کنید و ببینید که از این به بعد میخواهید چگونه عمل کنید؟
از اینکه ما را از گشایشهای تمرین فوق، نظریات و پیشنهادهای ارزشمندتان درباره این مقاله آگاه می کنید سپاسگزار هستیم. دوستتان داریم.
به امید فکری نو، سخنی نو و عملی نو.
نویسندگان مقاله: لیلا ریاضی، بهمن آتشی، مهرنوش افشاری، سرود آتشی
ویرایش مقاله: لیلی معارفی