ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت در سایت]
[فراموشی کلمه عبور]

ارزش شماره دوازده : ما جهت توسعه تعالي جهاني با خدمت عاشقانه به يكديگر و فرصت‌سازي و پرورش اعتقاد در ديگران منجر به توانمندسازي انسانهاي پيرامون خود مي‌شويم و با اعمال و كلام ارزشمند خود، ديگران را نيز به مسير و رسالتمان علاقمند مي‌نمائيم

موقعیت صفحه: صفحه اصلي > مـقـالات  > نمایش مقالات 



اسب اندیشه خود را زین کن، تک سوار سحر جاده تو باید باشی

گزینه‌های انتخاب ما کدام‌اند؟

کُد مطلب: ٥٥٥١

تعداد نمایش مطلب: 1620

‌ساعت‌و تاریخ درج مطلب: ٠٨:٢١ جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٣

گزینه انتخاب

   

بسم الله الرحمن الرحیم

سالیانِ سال است که زمین، انسان‌های بسیاری را بر خود دیده است. آدمیانی که با انتخاب‌های درست و اشتباه، زندگی گذرانده‌اند و زمین را ترک کرده‌اند.
ما نیز بر همین منوال زندگی می‌کنیم. بر روالِ «انتخاب».

همین که شما رویِ تیتر این مقاله کلیک کردید و هم‌اکنون این مطلب را می‌خوانید، یعنی بینِ گزینه‌هایِ زیاد، شما، انتخاب کرده‌اید، نوشته‌های پیشِ رویتان را بخوانید.

آری آدمی از بینِ گزینه‌هایِ پیشِ رو انتخاب می‌کند و همین انتخابِ اوست که گزینه‌هایِ بعدی را نیز شکل می‌دهد. اینکه انسان، در هر انتخاب با چند گزینه مواجه است، تنها می‌توان به این اشاره بسنده کرد که در برخی انتخاب‌ها، وسعتِ آگاهیِ ما، در تعدد گزینه‌های پیش رویمان مؤثر است.

میزان تمایل، احساس، پیش سازه‌های ذهنی و یا در مقابلِ آن، میزان تعقل، احاطه‌ی آگاهیِ ما به جوانب مختلف یک موضوع و همچنین میزان طلبِ ما به رسیدن به گزینه‌ی درست‌تر سببِ انتخابِ یک گزینه در هر مرحله می‌شود.

و همچنین گزینه‌های مراحل بعدی با توجه به انتخاب ما در مرحله‌ی قبل و کیفیتِ عملکردمان در آن  انتخاب، با نظارت و خواست خداوند، شکل می‌گیرد.

سخن در باب انتخاب و گزینه‌ها‌ی آن بسیار است، که در اینجا تنها به بخش کوتاه و ضروریِ از آن اشاره کردم تا بتوانیم این مطلب را با سهولت بیشتری ادامه دهیم. در زیر آنچه را که شرح داده‌ام را به صورت تصویری مشاهده می‌کنید:

 

 

آدم‌ها انتخاب می‌کنند که چه محصولِ مشهود و یا نامشهودی تولید کنند و حتی انتخاب می‌کنند که این محصول را در چه سطح کیفیتی معرفی و عرضه نمایند.

این یک قانون است که«برای هر عرضه‌ایی تقاضایی است و برای هر تقاضا، عرضه‌ایی».
این قانون به شکل‌های مختلف در هستی جاری‌ست و ما هم در ابعاد مختلف آن را تجربه کرده‌ایم، از بازار و خرید و فروش گرفته تا روابط انسانی و حتی رابطه‌ی انسان با خدا آشکارا خود را نشان می‌دهد.

و انسان انتخابگریش را در شرایط متعدد، به تجربه نشان داده است. اجناس درجه 1، 2 و 3 وارد بازار می‌شود و آدم‌ها در گروه‌های مختلف، از هر سه دسته خرید می‌کنند.

خوانندگانی که بعضاً ترانه‌ای‌ها با ریتم غمگین و پر از اندوه می‌خوانند در زمانی که تیم فوتبال ایران به جام جهانی راه یافته، ترانه‌هایی با ریتم شاد، هیجان برانگیز و روحیه دهنده عرضه می‌کنند.
مگر این خواننده‌ها، همان‌هایی نیستند که تا چند روز پیش از ایشان، آهنگ‌هایی پر اندوه شنیده بودیم، پس چرا در این زمان تغییر کردند؟
جَوِ حاکم بر جامعه و جهان در این زمان تقاضا و طلبِ این گونه آهنگ‌ها را دارد. پس در اینجا تقاضا، عرضه‌ایی شاد و متفاوت ایجاد می‌کند.
و این ما هستیم که در زمان‌هایِ دیگر از عرضه‌ی آهنگ‌هایِ آرام و بعضاً پر از غم و اندوه، حمایت می‌کنیم. آلبومشان را می‌خریم، در ماشین و یا موبایل گوش می‌کنیم و همین شوقِ ما این عرضه را در رستوران، کافی‌شاپ‌ها و سایر اماکن عمومی هم گسترش می‌دهد. و همین عرضه در سایرین تقاضایِ این نوع موسیقی را شکل می‌دهد و این سیکل دوباره به خواننده‌ها و تهیه کنندگان آلبوم‌های موسیقی و از آن‌ها به مردم ادامه می‌یابد.

هر تقاضایی، عرضه‌ایی دارد و هر عرضه‌ایی، تقاضایی خواهد داشت و این ما هستیم که انتخاب می‌کنیم، گزینه‌های عرضه شده را برگزینیم و یا تقاضایِ گزینه‌ی دیگری داشته باشیم. 

 

برای تکمیل و بیانی از مصداق عملی آنچه تا اینجا گفته شد، به بخشی از زندگی سهراب سپهری اشاره می‌کنم.
در بازه‌ای از زمانِ زندگی‌ این شاعرِ معاصر، رویدادهایِ سیاسی شکل گرفت که جَو ذهنی و روحی آن زمان را تحت تأثیر قرار داده بود. کودتایِ 28 مرداد سال 32 و حاشیه‌هایِ آن، اخبار داغِ ایرانِ آن زمان بود.

 از سویِ دیگر، درست زمانی که آتش جنگ کره خاموش شده بود، جنوب شرقی آسیا، نا‌امیدانه زبانه‌های جنگی دیگر را در ویتنام نظاره می‌کرد. جنگ ویتنام حاصل مجموعه پیچیده‌ای از تفاوت‌ها بود؛ نبرد کوچکی که به جنگی بزرگ تبدیل شده بود. در واقع پرتلفات‌ترین جنگ پس از جنگ دوم جهانى و طولانی‌ترین جنگ دنیای مدرن، که از آن به «جهنمی‌ترین جنگ قرن بیستم» یاد می‌کنند.

شاعران و نویسندگان آن زمان، همچون امروز ما، دو انتخاب داشتند. یا از جوِ زمان بگویند و بنویسند و به آینده نقل کنند و یا فارغ از جوِ حاکم، بر محوری ماندگار و جاوید آثاری خلق کنند  که روشن کننده‌ی ذهنِ جویندگانِ حقیقت باشد.

ارزشِ وجود مورخان بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما سخن اینجاست که از 100% شاعران و نویسندگان، آیا اکثریتی، تاریخ نگار‌اند؟ یا با نوشته‌هایشان(اشعار، مقالات، داستان‌ها) آگاهانه و یا ناآگاهانه، می‌خواهند تاریکی و ظلم را بر صفحه‌ی ذهنِ بشریت روشن نگه دارند؟
ذهنی که هرآنچه در خود ببیند، در فضایِ پیرامون آشکار می‌کند؛ ذهنی که از هرچه تغذیه کند، مشابهش را در زندگی تولید می‌کند، ما با چنین ذهنی آفریده شده‌ایم.

این مهم یکی از مسائل موجود در زمانِ ما، نیز هست. از دارندگان سایت‌، وبلاگ نویسان و فعالان جوامع مجازی، مگر چند درصد، خبرنگار اجتماعی‌اند که اخبار این زمینه، آن هم در بُعدِ منفی اینقدر به سرعت تکثیر و تشریح می‌شود؟ و سؤال دیگر اینکه این مشتاقان به خبرنگاری، آیا موضوع دیگری در باب سازندگی، زیبایی، اصلاحات و توسعه‌ی خوبی، در جهان نمی‌یابند که بخواهند آن را منعکس کنند؟ 


از تمام شاعران و نویسندگان دهه 1330 اندکی همچون سهراب سپهری بودند که انتخاب کنند، در اوج تاریکی، از روزنه‌های نور قلم‌فرسایی کنند، و البته انتخابشان بسته به معروفیت و وزنِ اثر، انتقادهای بسیاری نیز در پی داشت.

شعری که از سپهری می‌خوانید در هنگامه‌ای سروده شده است که در گوشه‌ای از جهان، آتش جنگ ویتنام بالا گرفته بود.

 

در فرودست انگار
کفتری می‌خورد آب
یا که در بیشه دور، سیره‌یی پر می‌شوید
یا در آبادی، کوزه‌یی پر می‌گردد

آب را گل نکنیم
شاید این آب روان
 می‌رود پای سپیداری
تا فرو شوید اندوه دلی
دست درویشی شاید،
نان خشکیده فرو برده در آب

مردم بالادست، چه صفایی دارند!
چشمه‌هاشان جوشان،
گاوهاشان شیرافشان باد!

من ندیدم دهشان،
بی‌گمان پای چپرهاشان جا پای خداست.

ماهتاب آن‌جا، می‌کند روشن پهنای کلام

بی‌گمان در ده بالادست،
چینه‌ها کوتاه است.

مردمش می‌دانند،
که شقایق چه گلی است.

بی‌گمان آن‌جا آبی،
آبی است.

غنچه‌یی می‌شکفد،
اهل ده باخبرند.

چه دهی باید باشد!
کوچه باغش پر موسیقی باد!
مردمان سر رود،
آب را می‌فهمند.

گل نکردندش،
ما نیزآب را گل نکنیم.

 

مهدی اخوان ثالث، شاعرِ معاصرِ سپهری، ضمن تمسخر شعر «آب را گل نکنید» می‌گوید:« در شرایطی که مسائلی در زمانه ما به  وقاحت و به صراحت و بی‌رحمی وجود وحشتناک دارند و پدر در می‌آورند، ناکجا آباد سپهری کجاست؟ روسیه؟ ژاپن؟ امریکا؟ و...آخر کجاست آن ده بالاتر؟»

یکی از منتقدان سپهری، برایش نوشته بود:«در شرایطی که آمریکا در ویتنام در حال کشت و کشتار است، سهراب نگران آب خوردنِ یک کبوتر از آب گل‌آلود است»

و سهراب سپهری پاسخ داده بود: «اگر کسانی که در ویتنام بر سرِ مردم بی‌دفاع بمب می‌اندازند، دلی داشتند که از گل‌آلود کردن آب یک کبوتر درد می‌گرفت، وضعِ جهان اینگونه نبود.   کبوتر استعاره است؛ کاش آدم‌ها آب هیچ کس را گِل نمی‌کردند. در تاریکی آن قدر مانده‌ام که از روشنی حرف بزنم ولی نخواهید که این آگاهی خودش را عریان نشان دهد. من هزارها گرسنه در خاک هند دیده‌ام و هیچ وقت از گرسنگی حرف نزده‌ام، نه هیچ وقت؛ ولی هر وقت رفته‌ام از گلی حرف بزنم، دهانم گس شده است. »  

 

 
آری سهراب سپهری در زمانه‌ای از روشنی، سخن گفت که تاریکی بر ذهن‌ها سایه‌ افکنده بود؛ و شاید او بیش از هرکس، درد زمانش را می‌فهمید؛ اما می‌دانست که هرچه در تالار آینه‌ها بگذاریم، تصویرِ همان تکثیر می‌شود و او انتخاب کرد تا در تالار آینه‌های ذهنش، شهر پشت دریاها، نور، گل شمعدانی و طراوت بگذارد و امیدوار باشد که روزی خواهد رسید که مردم از خواب بیدار خواهند شد و تشنه‌ی آگاهی خواهند بود.

او در ذهنش غیبی را می‌دید و در تصورش به آن پر و بال می‌داد، که هنوز آشکار نشده بود. سپهری اطمینان داشت که روزی، آتش این جنگ خاموش می‌شود، پس در آثارش، حقیقتی را در پیش گرفت که در تاریکی آن روز مدفون شده بود و او می‌دانست روزی این حقیقت جوانه خواهد داد و به ثمر خواهد نشست و در آینده، آشکارتر، رو نمایی خواهد شد.

سهراب سپهری در «آب را گل نکنیم» حقایقی عمیق و قابل تأمل را با بیانی تمثیل گونه، مطرح کرده است، بخشی از این حقیقت، نوعِ تفکر و  نگاهِ فرآیندی است، که آن را در جاری بودنِ رود، به خواننده معرفی می‌کند.

تفکری که از نگاه به سرمنشأ آغاز شده، مسبب، به دست گرفتنِ مسئولیت زندگی خود و حتی آیندگان‌ می‌شود و در شاعر چنان عزمی ایجاد می‌کند تا برایش اقدامی اصلاح‌گرانه انجام ‌دهد و هم اندیشانش را نیز به این رفتار دعوت ‌کند؛ چرا که خالقِ اثر، می‌داند که خود نیز سرمنشأیی برای آیندگان است.
سهراب آنچنان از زیبایی‌ها رویا دارد که همین تصاویر، او را به حرکت به سمتِ شهرِ پشت دریاها، وا می‌دارد.

ما نیز همچون سهراب در هر زمان، گزینه‌های انتخاب بسیار داریم.
یا می‌توانیم بر اخبارِ منفی، جنگ، فقر، قتل، دزدی و ... متمرکز شویم و یا با نیم‌نگاهی بر وجود همین مصیبت‌ها، ذهنی سرشار از گفتگوها و تصاویر شفاف و زیبایی از نجات‌ها، رحمت‌ها، الطاف و نعمت‌هایی برای خود بسازیم، و اینگونه به هستی اعلام کنیم که متقاضیِ خیر و نیکی در جهان هستیم.

 

البته دیدنِ نور در دلِ تاریکی، کشفِ نیکی‌ها در شرایط سخت و خطرناک؛ و دریافتن حقیقتِ درست، از میان باطل، هنرمندی می‌خواهد. نگاهی ظریف و ذهنی هوشیار می‌طلبد.

آقای محمود معظمی از اساتید موفقیت در کشورمان در صحبت‌هایشان بارها تأکید کرده‌اند که در یک صحنه‌ی تصادف، عده‌ایی مجروح شده و عده‌ایی هم سالم هستند؛ کدام یک می‌توانند به دیگری کمک کنند؟؟؟

قطعاً گروهی که سالم‌اند، می‌توانند به مجروحین یاری برسانند. پس اگر می‌خواهید به همنوعانتان کمک کنید، سعی کنید شما جزء گروه سالم باشید.

 و این ما هستیم که با افکار، باورها، ساختارهای فکری، رفتار، اعمال و آثارمان، نشان می‌دهیم که سالم زندگی می‌کنیم یا هرچند که در جنگ نیستیم؛ ولی مجروحِ روزگارمان شده‌ایم و در ظاهری سالم ولی ذهنی زخم خورده از خوراک‌های مسموم، عادت‌وار زنده‌ایم.

امروزه اختراع و توسعه‌ی «پرینترهای سه‌بعدی» نه تنها برای سهولت کارهایِ بشر، بلکه برای تصدیق قدرت ذهن و آشکار شدنِ دستوراتِ نامشهود در فضایِ مشهود است. 

 

«ما در جهانی زندگی می‌کنیم که همچون یک پرینتر سه بعدی عمل می‌کند»

یک پرینتر سه بعدی، در هر بار عمل کردن، بسته به نوع دستگاه، رویِ یک یا چند ماده که برایش از پیش تعیین شده، می‌تواند دستوراتی که از رایانه‌ دریافت می‌کند را اجرا نماید.

همانطور که مهندس سادات کیائی در آموزشهای اخیرشان بیان داشتند  جهان را همچون پرینتر سه بعدی فرض کنید، که این پرینتر با کابل‌های نامشهود به ذهن و روح ما متصل است. در هر بار عمل کردِ این پرینتر، بسته به نوعِ شرایط و با نظارت دقیق و کاملِ خالقِ هستی، چند گزینه از موادِ خام و قابلِ انتخاب در این پرینتر قرار می‌گیرد و دستگاه آماده‌ی اجرایِ دستور می‌شود.

برآیندی از آنچه در ذهن ما گذشته است، به پرینتر دستور داده شده و ما در نهایت از این دستگاه، شیئی را تحویل می‌گیریم که خودمان دستور ساختش را به پرینتر داده بودیم. در حقیقت، تقاضایِ ما، محصولِ  فعلیِ پرینتر را به ما عرضه کرد.

و این؛ حقیقتی است که ما هر روز، در هر انتخاب با آن مواجه هستیم.
گزینه‌های ما در هر انتخاب بسته به نوعِ نیاز ما در آن لحظه، وسعتِ آگاهیی که از پیش برای خود شکل داده‌ایم و همچنین بسته به کیفیتِ عملکردِمان در انتخاب‌های قبلی تغییر می‌کند.

در ذهنِ ما جدالی میانِ باورهایِ مثبت و منفی، الگوهای سازنده و مخرب، اندیشه‌های اصلاح گر و قربانی شکل می‌گیرد. این جدال یا به صورت ناخودآگاه در تاریکیِ ذهنمان انجام می‌شود و یا خودمان این جدال را به صفحه‌ی روشن می‌آوریم و برآن نظارتِ دقیق انجام می‌دهیم. به هر شکل، چه در تاریکی و یا در روشنی این جدال شکل می‌گیرد و حاصل آن به عنوانِ انتخابِ نهایی ما آماده‌ی ارسال به جهان می‌شود.

این دستورِ آماده‌ی ارسال، هم به صورت‌های نامشهود، در قالبِ فرکانس‌های شعوری، جریانی از احساسات و یا موجی از افکار و حتی ملموس‌تر به شکلِ بویی قابلِ دریافت، در شبکه‌ای نامشهود و وسیع مخابره می‌شود و بعضاً همین دستورِ اجرایی به صورت مشهود در نوع نگاه، ژست، رفتار، عملکرد، کلام و آثار به هستی ابلاغ می‌گردد.
و پس از این مخابره، روح و ذهن ما آماده‌ی دریافتِ رویداد، شیئ، فرد و به طور کل محصولِ درخواست شده از پرینتر هستی و یا جهان پیرامون است.

 

وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما في‏ صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما في‏ قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ

(154  آل عمران)

 

 

این حقیقت یکی از اصول مهم و حاکم بر هستی و زندگی ما است. که می‌توان آن را بندی از قانونِ آشکارسازی دانست. قانونی که همچون جاذبه‌ی زمین، در هستی جاری و حکم‌فرماست و نادیده گرفتن این قانون، باعثِ گریز از آن و تجربه نکردنش نخواهد بود.

به علاوه، پذیرش این حُکم، درک و دوستی با آن، به ما کمک می‌کند تا بتوانیم گامی مؤثر در جهتِ ساختن و تجربه کردن و توسعه‌ی جامعه‌‌ی ارزشمند برداریم.

در پایان، سخنم را با بخشی از شعرِ زیبا و پر مفهوم مرحوم«مجتبی کاشانی» به اتمام می‌رسانم:

 

هیچ کجا چرخی بی‌چالش و بی‌خواهش تو
بی‌توانایی اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید

اسب اندیشه خود را زین کن
تک سوار سحر جاده تو باید باشی

و خدا می داند
و خدا می خواهد
تو خدایی باشی
بر پهنه خاک

نازنین
داس بی‌دسته ما
سال‌ها خوشه نارسته بذری را بر می‌چیند
که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا
خرمن کشته امروز تو را می جویند
خواب و خاموشی امروز تو را
در حضور تاریخ
در نگاه فردا
هیچکس بر تو نخواهد بخشید

باز هم منتظری؟

هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید
و نمی گوید بر خیزکه صبح است
بهار امده است

تو بهاری، آری
خویش را باور کن


برگرفته از آموزش‌های استاد سید هومن سادات کیائی
نویسنده: مهرنوش بیوک افشاری (دانش آموخته‌ی دوره‌های مهندسی تحول و تعالی)

 
 

    *********

ساعت و تاریخ درج مطلب: ٠٨:٢١ - جمعه ٣٠ خرداد ١٣٩٣

کُد مطلب: ٥٥٥١  -  تعداد نمایش مطلب: 1620

 

                               نسخه چاپي                        ارسال به دوست                       

                   

امتیازدهی
نظرات بینندگان
لیلی معارفی
1393/05/14 11:23
0
0
با درود فراوان به مهرنوش پویا و ارزشمند. امیدوارم روزی فرا رسد که همه جهانیان این شعر پربار و پویای سپهری را چراغ راه خود قرار دهند. نه گیاهان را بیازارند نه انسان ها و نه حیوان ها را. نه زمین را آلوده کنند و نه آب را. با گفتار و کردار و پندار نیکشان. / �من نيم در خور اين مهمانی /گند و مردار ترا ارزاني/ �گر بر اوج فلکم بايد مرد / عمر در گند به سر نتوان برد/ شهپر شاه هوا اوج گرفت/ زاغ را ديده بر او مانده شگفت/ �رفت و�بالا شد و بالاتر شد/ راست با مهر فلک همسر شد/ �لحظه‌‌اي چند بر اين لوح کبود / نقطه‌اي بود و سپس هيچ نبود/ کردار عقاب و پندارش ماندگار شد و راهنمای همه انسان های وارسته و پویا گردید. درود بر خانلری و سپهری. پریچهر گرگین پور قشقایی
بابک بیوک افشاري
1393/04/14 23:2
0
1
به نام خدا، سلام به خواهر عزیزم مهرنوش خانم گل و با هوش، خدا رو شکر میکنم که با سعی و تلاشهای خودت و یاری و لطف خدا چنین بینش زیبایی درت شکل گرفته و با این مقاله زیبا، با مثالهای پخته و بجا، یکبار دیگه تقاضاهای آگاهانه یا ناآگاهانمون رو بهمون یادآوری کردی ... تصدیق میکنم که انتخابهای ما، و تقاضاهایی که از هستی داریم، در این دوران خیلی ظریف و حساس هستند ... صبر میخواهد، تطبیق با ارزشهای حقیقتا درست میخواهد، و پذیرش انتخابهایی شاید مغایر با منافع شخصیمون را میخواهد ... وقتی آدمها درست بودن رو در کلیشه مثبت بودن قرار میدن، وقتی حماقت هاشون رو شجاعت معرفی میکنند، وقتی فکر نکردنهاشون رو زرنگی خطاب میکنند، و خیلی چیزهای دیگه، باید به خدا پناه برد، او که حق هست، و عوامل ایجاد تمایز و اساس انتخاب در هر شرایطی رو بهمون یاد میده و به ذهنمون القا میکنه ... متشکرم از آدمهایی مثل سهراب سپهری، مثل مولانا، مثل محمد رسول الله، و بزرگ مرد تاریخ *ابراهیم* که تحولی در شیوه انتخاب بشریت ایجاد کرد ... مهرنوش عزیز ازت متشکرم که در این مقاله زیبا، با بیانی روشن از آموزشهای دوست و استاد عزیزمون (مهندس سادات کیایی) عزیز و هوشیار ، یکبار دیگه مسئولیتمون رو بهمون یادآوری کردی ... سپاس :)
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/16 2:33
سلام بابک عزیزم. خیلی ممنونم از بازخورد خوب و جامعت. ممنونم که هستی و خیلی وقت‌ها می‌تونیم با هم صحبت کنیم و همین صحبت‌هامون به من خیلی کمک می‌کنه تا بتونم از زاویه دیدِ متفاوتی به موضوعات نگاه کنم. خیلی خدار و شکر می‌کنم که داداش با تعقل و هوشیاری خدا به من داده. وجودت نعمتِ خیلی بزرگی در زندگیِ منه. ازت ممنونم

منير نامور
1393/04/14 14:5
0
0
سلام ... به مهرنوش عزیزم درود بر این همه پیشرفت بسیار عالی بود آفرین بر شما که از آموزشهانکات مهم را با ما به اشتراک گذاشتیدبا مثلهائی از شعرا و آیات که کلی درس داشت برایمان خیلی لذت بردم و خدارا شکر کردم برای این همه پیشرفتان و خیلی هم ممنون که یاد آوری کردید که این ما هستیم که انتخاب میکنیم متشکرم عزیزم موفق و پیروز باشی همیشه دوستت دارم دخترم
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/16 2:30
سلام خانم نامور عزیز و دوست داشتنی. واقعاً موضوع انتخاب یکی از موضوعاتی بود که استاد در دوره‌ها به خوبی و با مثال‌های خیلی کاربردی برامون باز کردند. امیدوارم بتونم بیشتر و بهتر از این موضوع بویسم و مهم‌تر از اون، بتونم کاربردی کنم. ممنونم از لطفی که به من دارید

سرود آتشی
1393/04/12 12:8
0
0
سلام مهرنوش عزیزم.عالیییی بود.مثل همیشه که روان و عالی مینویسی!مرسی که از انتخاب حرف زدی و مثال های خیلی قشنگی از سهراب سپهری و اخوان ثالث و استاد معظمی و استاد کیایی آوردی...ممنونم که یاداوری کردی که این ما هستیم که انتخاب می کنیم.مرسی که انتخاب کردی تا بنویسی و اندیشه ی پخته ای که در ذهنت بود را با ما در میان بگذاری.دوستت دارم و باز هم منتظر نوشته های قشنگت هستم.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/16 2:28
سلام سرود عزیز. خیلی ممنونم. خوشحال که هر کدوممون یک نوع قلمِ متفاوتی داریم. هر کدوم روانی، زیبایی، اثرگذاری و دیدِ متفاوت و منحصربه‌فردی. ممنونم از خدا که این تنوع و جذابیت رو در بین ما قرار داده. ممنونم از بازخوردت

نسیم زاهدی
1393/04/12 10:14
0
0
مهرنوش عزیز سلام. آفرین به این قلم زیبا و ذهن نوربینت؛ همه نوشته هات زیبا هستند ولی این مقاله رو یه طور دیگه ای دوست داشتم و از خوندنش خیلی لذت بردم و کلام و قلم خوبت توی ذهنم موند، خصوصا قسمتی که در مورد نگاه سهراب نوشتی فوق العاده موثر بود. امیدوارم این هنر با حمایت خدا رشد کنه و آثار گیرا و اثرگذارت رو در وسعت بیشتر ببینیم.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/16 2:26
سلام نسیم عزیز. متشکرم از بازخوردی که بهم دادی. امیدوارم بتونم در مطالب بعدی پخته‌تر و با مثال‌های کاربردی‌تری در خدمت شما عزیزان باشم

نوشين زنديه
1393/04/04 14:12
0
0
سلام مهرنوش جان، آفرین! مرسی برای گردآوری این مطالب و انرژی و وقتی که برای ارتباط دادن جالب بینشون گذاشته ای تا چنین مقاله خوبی آشکار بشه. اون بخش سهراب عزیز هم، برام خیلی جالب بود و از این مباحثات بین شعرای اون زمان بی خبر بودم. // ای کاش همه مردم از ماهیت و قدرت ذهن و اهمیت نگهداری از این موهبت بزرگ، آگاه بودند. خدا رو شکر که ما به لطف استاد به این آگاهی های نجات بخش دست یافته ایم. درود بر همت تو :-* // امیدوارم خداوند به عوض این کارت، تو را در مواقع لزوم بر قدرت ذهن، یادآوری فرماید و ورودی های ذهنت را همواره در مراقبت و محافظت ویژه خود قرار دهد. الله حفیظ، الله رقیب.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/08 10:45
سلام نوشین خانم. خیلی متشکرم از بازخورد و دعایِ خیلی خوبتون. واقعاً اینکه خداوند اهمیتِ این موضوع رو توو ذهنمون در هر لحظه روشن نگهداره، خیلی نعمتِ بزرگیِ.امیدوارم بتونم زودتر با مقاله‌ی جدیدم که بازهم مرتبط با موضوعِ آشکارسازیِ در خدمت شما دوستان باشم. در مورد سهراب سپهری عزیز هم لازمه که بگم، انتقادها با نوع نگرش‌های مختلف در مورد ایشون زیادِ، که من اینجا فقط 2 موردش رو آوردم. امیدوارم همین 2 مورد برای نشان دادن فضایِ اون زمان کافی بوده باشه

زهرا اکبری
1393/04/04 13:28
0
0
سلام بر مهرنوش نازنین ،ممنون و متشکرم از مقاله عالیت ،متشکرم از قلم زیبات که خیلی خوب قانون آشکار سازی و قدرتش رو بهمون یاداور شدی .شکر که فرصت انتخاب بهمون داده میشه و میتونیم انتخاب کنیم که از خوراکهای شعوری برخوردار باشیم .متشکرم از شما که بر روی آموزههای استاد قوی تعقل میکنید و با نوشته هاتون بهمون این رو می آموزید که اینگونه باشیم .در پناه الله شاد ، سلامت ، نوربین ،قوی و قدرتمند باشی انشا الله
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/08 10:14
سلام زهرا خانم. خیلی متشکرم. بله واقعاً خوراک‌هایِ شعوریِ زیادی عرضه می‌شه، مهم اینه که ما کدوم رو انتخاب می‌کنیم. به خصوص برای ما که اینچنین دارایی‌هامون زیاد و متنوع هستند، ابن انتخاب برایِ روندِ تعالیمون خیلی تعیین کننده می‌تونه باشه

نسرین شعاعی
1393/04/04 2:26
0
0
سلام و درود خداوند بر مهرنوش عزیزم. بسیار عالی نوشتی. چقدر خوبست که آنقدر قوی شده‌ای و آموزش‌های استاد را درک کرده‌ای و ارزشهای الهی‌ را خوب شناخته‌ای که می‌توانی کلام و نوشته‌های خود و دیگران را مورد ارزیابی قرار دهی که آیا با معیارها و خواسته‌های خداوند هماهنگ است یا با نفسانیات و جو زدگی؟ چه زیباست که تاریکی شب، هیچوقت سحر را از یادمان نبرد. ( خبری خوش باشیم/ و خروسی باشیم که سحر را به جهان مژده دهیم/ نور را هدیه کنیم/ و بکوشیم جهان به طراوت و ترنم، تسکین و تسلی برسد) درود بر چشمان نور بینت! در پناه خدا باشی.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/08 10:10
سلام به مادر عزیزم. خیلی متشکرم که اوقاتی رو در خونه ایجاد می‌کنید که بتونیم با هم در مورد این موضعات صحبت کنیم. هیمن زمان‌ها خیلی باعث می‌شه تا بتونم جامع‌تر به اونچه که یاد گرفتیم، نگاه کنم. خیی ازتون متشکرم:)

مرجان ملاحسيني
1393/04/03 17:41
0
0
سلا م مهرنوش جا ن ممنون که اینقدر راجع به موضوع مهمی تفکر و تحقیق کرد ی ومقاله ای این چنین نوشتی خیلی موثر و تفکر برانگیز است ممنون از قلم زیبایت و خدا روشکر که ما در کانون اعضایی مثل شما داریم که اینچنین زیبا و مفهومی مینوسند . متشکرم عزیزم .
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/08 10:8
سلام مرجان عزیز. خیلی متشکرم از بازخورد شما :) مطمئنم تویِ جمع کانون افراد زیادی هستند که قلم بسیار زیبایی دارند، امیدوارم این دوستان هم موانعی که اگه دارند، بردارند و بتونیم از آثارشون بهره‌مند بشیم.

کاربر مهمان
1393/04/03 10:35
0
0
Very gooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooD✊
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/04/03 13:43
Thanks for the feedback you gave me. be happy😊

معصومه آوريده
1393/04/03 9:46
0
0
سلام به دوست عزیزم، خانم افشاری. در این چند روز این مقاله را چند بار خواندم و هر با مبهوت تر شدم! از اینکه چقدر ذهنت را از مطالب مفید، موثر، ارزشمند پر نموده ای و خوراکهای شعوری ارزشمند را به ذهنت رسانده ای که حاصل آن چنین مقاله ای باشد. بسیار زیبا نوشته ای. بسیار اثر گزار نوشته ای. ازت ممنونم که بادکنک ذهنت را با مطالب ارزشمند پر می کنی تا وقتی که به نقطه انفجار می رسه، انرژی مثبت و ارزش افزا به جهان پیرامون منتشر کنه! برای من هم عالی بود و کاربردی!
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/03 13:39
سلام معصومه خانم عزیز :) خیلی ممنونم از بازخوردی که دادید. واقعاً خوراک‌های شعوری خوب؛ هرچی هم که توو ذهنمون وارد بشه، بازهم کمِ و ذهن ما خیلی تشنه‌ی این طور خوراک‌هاست؛ امیدوارم بتونم انقدر رویِ این موضوع متمرکز باشم، تا بتونم آثار بهتری هم تولید کنم :)

کاربر مهمان
1393/04/03 0:7
0
0
سلام به مهرنوش مهربون و عاشق . درود خداوند بر تو دوست خوش قلمم . از چیدمان زیبایی که در نوشته هایت بکاربردی و آنها را ماهرانه به هم ربط داده ای بسیار لذت بردم . مرسی از وقت و انرژی که برای نوشتن این مقاله گذاشتی . خدارا شکر می کنم و خوشحالم که دوست آگاه و توانمندی مثل تو را دارم . عزیز دلم بهترینها را برات آرزو می کنم و انشااله منتظر مقاله های بعدی شما هستم . پروین باباچاهی .
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/04/03 13:37
سلام پروین خانم. خیلی ممنونم از دعایِ خوبتون؛ امیدوارم بتونم با مقالات بهتر و پربارتری در خدمتتون باشم :)

کاربر مهمان
1393/04/02 22:36
0
0
سلام به مهرنوش خانم عزیز.. دوست و همراه تعالی جو و اهل تعقل و مسئول .. درود بر شما که روی مفاهیم تعقل می کنید و درک خوبتان را با ما به اشتراک می گذارید.. و شکرگزار هستید.. مثل همیشه بهت افتخار می کنم آبجی قشنگم:)
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/04/03 13:36
خیلی متشکرم :)

سها تقوی
1393/04/02 9:19
0
0
سلام مهرنوش عزیز یکی از بهترین مقاله هایی بود که تا بحال خوانده بودم واقعا افرین بر ذهن هوشیار و دقیق تو دوست خوبم مرسی که انقدر خوب مطالب را تحلیل کرده بودی و ترکیب کردی و یک متن عالی و موثر را با ما به اشتراک گذاشتی دمت گرم.... ذهنت پر نور و وجودت پر عشق دوستت دارم.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/03 13:35
سلام سهایِ عزیز. این چند روز خیلی بیشتر از قبل، خدا رو شکر می‌کنم که با مقالات استاد عزیزمون، الگوهایِ خوبی در مقاله داریم و خوندنِ مقالات خوب، عاملی شده تا بتونم مقاله‌های خوب بنویسم. متشکرم از بازخورد خوبت :)

ناصر کاظمی
1393/04/01 16:47
0
0
سلام م م و درود خدا بر تو باد مهر + نوش عزیز و پر قدرت .. من بعد از خوندن این متن بغض ام گرفت از شادی .. .. ..... چقدر خوب و درست و بجا حرف دل و ذهن مارو زدی .. ممنون م از خدا که بنده ی پر توان و موثر و دلسوزی را با قدرت بیان و قلم بسیار بالا به ما هدیه داده .. همیشه همجا در پناه الله باشی که هستی . :)
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/03 13:32
سلام. خیلی متشکرم از دعایِ خوبت

لیلی معارفی
1393/04/01 11:22
0
0
سلام مهرنوش عزیزم. مهرنوش پرتلاش و انتقال دهنده آگاهی های به دست آورده. بسیار بسیار خوشحال شدم از خواندن مقاله فصیح و آموزنده و موثری که نوشته ای. متشکرم که از سهراب سپهری عزیز و جایگاهش در جامعه ای که می زیست سخن گفتی و آن را با شرایط کنونی ما ربط دادی. چقدر خوب مطالب را به هم پیوند داده ای. پقدر خوب و عالی قانون آشکارسازی را برایمان بازتر کردی. درود بر تو. درود بر تو... کف... هوراااااااااا...
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/03 13:13
سلام لیلی عزیزم. خیلی متشکرم؛ مشتاق بازخوردهای کارشناسانه‌ی شما هستم؛ خدا رو شکر می‌کنم که آموزش‌هایی رو گرفتیم که می‌تونیم در لحظه‌ لحظه‌ی زندگیمون ازش استفاده کنیم؛ قطعاً این از لطف و رحمتِ زیادِ خداست

علي جعفريان
1393/03/31 13:53
0
0
با عرض سلام به دوستان گرامی، از خانم افشاری بابت قلم زیبا و تواناشان و بخاطر مطلب زیبا و اثر بخش که تمثیل زندگی امروزی ماست تشکر و قدردانی می کنم از این که به این زیبایی آموزه های استاد رابه قلم کشیدن ،سپاسگزارم.
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/04/01 0:11
سلام آقای جعفریان. خیلی متشکرم. فکر می‌کنم یکی از مسئولیت‌های ما در قبال این همه آموزشی که در این چند سال گرفتیم، تجربه کردن و نوشتن مقاله از فهمیِ که از مطالب داریم. امیدوارم بخشی از این مسئولیت رو به خوبی انجام داده باشم.

کاربر مهمان
1393/03/31 10:29
0
0
عالی بود عزیزم، مثل همیشه ترکوندی... خویش را باور کن....سارا
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/03/31 11:18
سلام سارایِ عزیزم. متشکرم :)

دريا غفاري
1393/03/31 9:58
0
0
***هیچکس بر در این خانه نخواهد کوبید و نمی گوید بر خیزکه صبح است بهار امده است تو بهاری، آری خویش را باور کن ****سلام و درود برخانم افشاری عزیز .....از دیروز صبح تا الان حدود 4 باری مطالب ارزشمند و نورانی این مقاله را خواندم و برای هر کدام از سطرها به شعور و روح و روان و عمل وبینا بودنت شکرگزاری کردم و تبریک گفته ام .....درود بر شما ....درود بر قلم روان و موثرت ....درود بر عامل بودنت
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/03/31 11:17
سلام دریا خانم عزیز :) خیلی متشکرم از بازخورد خوبتون. امیدوارم بتونم بیشتر رویِ نوشتن این مطالب کار کنم؛ چون مطالب خیلی زیادی آماده‌ی ارائه است، ولی باید رویِ پخته شدنشون وقت بزارم. متشکرم که ظرف ذهنیم رو پر می‌کنین :)

رضا یارلو
1393/03/31 9:23
0
0
من هزارها گرسنه در خاک هند دیده‌ام و هیچ وقت از گرسنگی حرف نزده‌ام، نه هیچ وقت؛ ولی هر وقت رفته‌ام از گلی حرف بزنم، دهانم گس شده است. � به هر شکل، چه در تاریکی و یا در روشنی این جدال شکل می‌گیرد.... سلام مهرنوش جان خیلی ممنونم از مطلب خیلی عالی که نوشتی؛ بسیار چیدمان مطالب کنارهم عالی بود لذت بردم
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/03/31 11:15
سلام آقا رضا؛ واقعاً صحبت‌هایی که از شما در مورد جنگ شنیدم و احساس‌هایی که در این مورد داری، این شوق روو در من بیشتر کرد که این مطلب رو بنویسم. /// خدا رو شکر می‌کنم که می‌تونیم با صحبت کردن از احساسات و ذهنیت‌هایِ هم، مطلع باشیم

کاربر مهمان
1393/03/30 22:53
0
0
سلام ودرود مهرنوش عزیز . بسیار سپاسگزارم بابت مقاله بسیار کاربردی و ارزشمند ، که گشایش های زیادی برای من داشت . ممنون بابت قلم زیبا با مثالهای مفیدی که به اشتراک گذاشتی . خداروشکر میکنم این مقاله را انتخاب کردم او بهره بردم ، خداروشکر بابت دوست تعالیی که دارم . سپاسگزارم مهرنوش عزیزم ( مهناز بشیری)
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/03/31 11:13
سلام مهناز عزیز. اونچه که تویِ این مقاله نوشتم، راهکارِ نجاتِ من تویِ این برهه از زمانِ. چون مخاطب اصلیِ این مقاله خودِ من هستم، منی که دارم انتخاب می‌کنم که رویِ جنگِ کشور همسایه متمرکز باشم و براش غم‌گین زندگی کنم و یا سالم باشم و با درست زندگی کردنم و داشتنِ اندیشه‌های درست، تأثیر شعوری خوبی داشته باشم و ثمرش رو برداشت کنم. خوشحالم که برای شما هم مؤثر بوده

کاربر مهمان
1393/03/30 21:23
0
0
سلام بر خانم افشاری خیلی عزیز. خیلی ممنونم برای نوشتن این مقاله خیلی زیبا و ارزشمند، مرسی از این که مطالب و مثال های ارزشمندی رو به زیبایی با هم تطبیق دادی و با قلمی زیبا نکته و درس خیلی مهمی رو که دریافت کردی با ما به اشتراک گذاشتی. خیلی ممنونم دوست عزیز. بسیار از خواندن نوشته هایت لذت می برم ان شاءالله مقاله ها و داستان های زیبایت را بیشتر در سایت و ان شاءالله چاپ شده ببینیم .ممنون مونا عطاری
پاسخ ها
کاربر مهمان
1393/03/31 11:10
سلام مونا جان، مرسی عزیزم از تصاویر خیلی خوبت :) امیدوارم بتونم در تصویرسازی کتاب‌هام از مهارت شما بتونم بهره‌مند بشم
کاربر مهمان
1393/04/02 5:26
سلام مهرنوش عزیز چقدر جالب که وقتی داشتم مشارکتم رو برای مقاله دوست داشتنی ات ثبت می کردم یاد داستان هات افتادم و داشتم تو ذهنم براشون تصویر می ساختم و به این فکر کردم که هر وقت تمایل داشتی من می تونم تصویرسازی کتاب هات رو انجام بدم. خیلی هم خوشحال می شم عزیزم. کلی موفق باشی
کاربر مهمان
1393/04/08 10:49
خیلی متشکرم مونایِ عزیزم. ان‌شا الله در موردشون با هم صحبت می‌کنیم :)

نسرين عطاري
1393/03/30 17:49
0
0
سلام و درود خاص خداوند بر مهرنوش عزیز و دوست داشتنی. بسیار سپاسگزارم بابت نوشتن مقاله ای به این زیبایی. ممنون که نکات خوبی رو یادآوری کردی. ممنون از یاد آوری قانون آشکارسازی .بسیار لذت بردم . در پناه خداوند ایمن باشی خواهر دوست داشتنیم
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/03/31 11:8
سلام نسرین عزیز. خیلی متشکرم از لطفتون. واقعاً قانون آشکارسازی یکی از قانون‌هایِ مهمی که تا اینجا شناختیم و فکر می‌کنم هرچقدر ازش بگیم، کم گفتیم و هرچقدر هم ازش سود ببریم، نسبت به پتانسیلی که این قانون داره، کم سود بردیم.... امیدوارم خدا کمکمون کنه که ازش بیشتر بهره‌مند بشیم

کتایون محرمی
1393/03/30 15:27
0
2
سلام مهرنوش جان، دقیقا درسته، تاریخ گویای خیلی چیزهاست که باید ازش درس گرفت، انیشتین هم اول خودش رو شناخت و میدونست که چی در درونش داره، و در جنگ جهانی دوم از آلمان که وطنش بود و شرایط تاریکی داشت، به کشور آمریکا مهاجرت کرد و اون اکتشافات علمی و فیزیکی رو به جهان ارائه داد، و دنیایی رو متحول کرد، خوبه از تاریخ درست و مدبرانه درس بگیریم که اگر درس نگیریم مردود می شویم و باید دوباره آن را تجربه کنیم، اگر یه آدمی مثل انشتین از اون شرایط سخت جنگ جهانی دوم سالم ماند، به خاطر انتخابش بود، اوهم خودش رو از درون شناخت و عمل کرد و دنیایی رو تغییر داد و سالم ساخت، الان ما داریم از خدمات و اکتشافات علمی ایشون استفاده و سودهای زیادی می کنیم، بله باید خودت رو از درون باز بینی کنی و باورها و اعتقاداتت رو بررسی کنی تا مدبرانه و عاملانه آشکار شی، اما عمل کردن موضوعیه که باید عمل کرد و بازهم عمل کردن بستگی به انتخاب خودمون داره...وگرنه در حد فکر باقی میمونه و می پوسه!
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/03/31 11:7
سلام کتایونِ عزیز. خیلی متشکرم از موضوعی که از زندگی آقای انیشتن مطرح کردی، برام جالب بود.//// این هم باورِ مهمیِ که عمل کردن رو باید عمل کرد، تا در اثرِ زندگیمون، خودش رو نشون بده. متشکرم

سید هومن سادات کیائی
1393/03/30 9:21
0
3
سلام و درود فراوان بر خانم افشاری همراه و همگام عزیز کانون . آفرین و درود بر شما که چنین برداشت و چنین قلم زیبایی دارید و مطالب آموزشی و نکات مهم را چنین خوب و دقیق شکار نمودید !!! آفرین //// خدا رو شکر که یکی از بزرگترین قوانین هستی را به خوبی و به زیبایی توصیف نمودی و مفاهیم و آموزشهای جدید را با تمثیلهای خوب و آیات قرآن و اشعار بزرگ و زندگی شعرا تطبیق دادی ! احسنت . خیلی خیلی عالی بود سپاسگزارم
پاسخ ها
مهرنوش بيوك افشاري
1393/03/31 11:5
سلــــــام به استاد عزیزم، مهندس سادات کیائی. در اکثر جاهایِ این مقاله، از آموزش‌‌های شما استفاده کردم، و در این مدت با تعقل رویِ آموزش‌هاتون تلاش کردم تا اون‌ها رو بفهمم و به بخشی از باورهایِ خودم تبدیلشون کنم تا بتونم، چیدمانِ جدیدی از زوایایِ ازشون ارائه بدم. //// موضوعِ لحظه‌ی تحول که با مثالِ ترکیدن بادکنک، تویِ دوره‌ها برامون زدید، در این مقاله خیلی خودش رو به من نشون داد. مطالب آموزشی شما، دیدنِ فیلمِ مستندِ ** و من مسافرم ** از زندگی سهراب سپهری، خوندن مقالاتی از زندگی ایشون، شنیدن مطالب آموزشی دکتر محمود معظمی و ... هر کدوم، کمک کردند تا این مطلب پخته و رویِ سایت ارائه بشه. ///// متشکرم ازتون که به من یاد دادید که ***يستمعون القول فيتبعون أحسنه*** این یکی از هدایایِ با ارزشی که بود که تویِ همایش ازتون گرفتم //// خدا رو شکر می‌کنم که این مطالب خوب رو دریافت کردم و به لطف خدا تونستم، این مطلب رو بنویسم

نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






                                     جدیدترین  برنامه‌ها  و  محصولات كانون

دوره آنلاین «ساماندهی محیط کار و زندگی»

به زودی !

مجموعه خودسازی 2(به زودی)

شامل چند نوع وانهادگی و مراقبه کاربردی و کوتاه

جستجوی پیشرفته   
سه شنبه ٠٦ تير ١٣٩٦
منو اصلی
عنوان
عنوان

آمار بازدیدکنندکان

بازدیدکنندگان صفحه:  95769
کل بازدیدکنندکان:   6192029
بازدیدکنندگان امروز:  1269
بازدیدکنندگان آن‌لاین:  7
زمان بارگزاری صفحه: 0/4062 ثانیه
             صفحه اول                           کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین تحول کیمیا است(راه‌اندازی 1385)                           تماس با ما