ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت در سایت]
[فراموشی کلمه عبور]

ارزش شماره دوازده : ما جهت توسعه تعالي جهاني با خدمت عاشقانه به يكديگر و فرصت‌سازي و پرورش اعتقاد در ديگران منجر به توانمندسازي انسانهاي پيرامون خود مي‌شويم و با اعمال و كلام ارزشمند خود، ديگران را نيز به مسير و رسالتمان علاقمند مي‌نمائيم

موقعیت صفحه: صفحه اصلي > نمایش انواع مطالب 



اطاعتی که سودهای بزرگی به دنبال دارد

مــریــد و مـــرشــد خــردمـنـد

کُد مطلب: ٥٥٨٥

تعداد نمایش مطلب: 2025

‌ساعت‌و تاریخ درج مطلب: ١٢:٢٤ دوشنبه ١٣ مرداد ١٣٩٣

بز

   

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند.

در یکی از سفرهایشان در بیابانی گم شدند و تا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید.

ناگهان از دور نوری دیدند و با شتاب سمت آن رفتند.

دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می‌کند.

آن‌ها آن شب را مهمان او شدند و او نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن‌ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.


روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکر آن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می‌گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می‌کردند، تا اینکه به مرشد خود قضیه را گفت.

مرشد فرزانه پس از اندکی تأمل پاسخ داد: «اگر واقعاً می‌خواهی به آن‌ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!
»

مرید ابتدا بسیار متعجب شد، ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و برگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت و از آن جا دور شد.

سال‌های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بچه‌هایش چه آمد.


روزی از روزها مرید و مرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.

سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن‌ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند. صاحب قصر زنی بود با لباس‌های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد و دستور داد به آن‌ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند.


پس از استراحت آن‌ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند.

زن نیز چون آن‌ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:«سال‌های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می‌کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم، ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم. ابتدا بسیار سخت بود، ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت‌‌ایی در کارشان کسب کردند. فرزند بزرگترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد و دیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.»

مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود

هریک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است، و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم. ... (هیچ چیز غیر ممکن نیست) و دیگر اینکه گاهی از عقلی فراتر از خودمان، راهکار و یا دستوری دریافت می‌کنیم، که اعتماد کردن به آن نتیجه‌ی بسیار خوبی را در پِی خواهد داشت.

منبع: سایت برترین‌ها
معرفی: مونا عطاری

 
 

    *********

ساعت و تاریخ درج مطلب: ١٢:٢٤ - دوشنبه ١٣ مرداد ١٣٩٣

کُد مطلب: ٥٥٨٥  -  تعداد نمایش مطلب: 2025

 

                               نسخه چاپي                        ارسال به دوست                       

                   

امتیازدهی
نظرات بینندگان
اميرعلي مجيدي
1393/05/22 13:58
0
0
سلام متشکرم از مطلب ارزشمند شما
فرشاد دواني
1393/05/19 7:48
0
0
سلام خانم عطاری . متشکرم از این مطلب . به یاد اعتماد و صبوری افتادم که در داستان بین دو رسول بزرگوار حضرت خضر و حضرت سلیمان در کتاب قرآن نقل شده که در دیدار با هم هر مرحله که جلو میرفتند اطمینان و اعتماد مرید باید بیشتر میشد به مرشد. ان شا الله که ما نیز به مرشدمان، اعتماد کنیم که خداوند عالم برامون آشکار کنه آنچه را که باید.متشکرم
نسرين عطاري
1393/05/15 22:20
0
0
سلام بر مونای عزیز. ممنون از یادآوری ایننکته ارزشمند . انشالله بتوانیم بزهای زندگیمون رو بشناسیم و دورشون کنیم.
محمد ملازینل
1393/05/15 8:36
0
0
سلام متشكرم از خانم عطاري عزيز كه اين مطلب را به سايت ارسال نمودند. و متشكرم از كسي كه اين مطلب را نوشته ويا جمع آوري نموده است. خدايا ياري ام كن بتوانم اسماعيل هاي زندگي ام را ذبح كنم تا آنچه توبرايم قراردادي را دريافت كنم.
نسرين نوين
1393/05/14 22:16
0
0
سلام مونا جان....ممنونم برای این مطلب زیبا و سودمندی که با ما به اشتراک گذاشتی.....همیشه راهی برای بهتر شدن شرایط وجود دارد اگر ما شجاعت رهایی از باورها و عادتهای قبلی مان را داشته باشیم و این موضوع فقط راجع به پیشرفت مادی نیست و میشه این نوع نگرش رو در زمینه های مختلف زندگی به کار برد.
نسرین شعاعی
1393/05/14 15:44
0
0
سلام مونا جان. مطلب بسیار ارزشمندی را یادآوری کردی. الاَمان که هرچه بر سر ما می‌آید از همین وابستگی‌هاست. فقط کمی اعتماد می‌خواهد و کمی توکل. در پناه خدا باشی!
منير نامور
1393/05/13 13:57
0
0
سلام به دختر گلم مونا جان عجب مطلب زیبا و بسیار عالی بود درست است در کتابی که استاد معرفی کرده بودند استادی نوشته بود که هر کدام ما یک گرمریل داریم که گاهی این گرمریها نمی گزارند به هدفمان برسیم وقتی مطلب زیبای شما را میخواندم یاد این استاد افتادم یا همان درس استاد خودمان که سودهای پشت پرده گاهی آنقدر لذت دارد که نمی گزارد پامون رو از ساحل امن بیرون بگزاریم درست است مونا جون فقط کافی است همت کنیم و پامون رو از ساحل امن ببریم بیرون که همان فدا کردن بز بسیار عالی بود متشکرم و دوباره یاد آوری درسها شد متشکرم عزیزم
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 






                                     جدیدترین  برنامه‌ها  و  محصولات كانون

دوره آنلاین «ساماندهی محیط کار و زندگی»

به زودی !

مجموعه خودسازی 2(به زودی)

شامل چند نوع وانهادگی و مراقبه کاربردی و کوتاه

جستجوی پیشرفته   
سه شنبه ٠٦ تير ١٣٩٦
منو اصلی
عنوان
عنوان

آمار بازدیدکنندکان

بازدیدکنندگان صفحه:  952341
کل بازدیدکنندکان:   6191981
بازدیدکنندگان امروز:  1221
بازدیدکنندگان آن‌لاین:  9
زمان بارگزاری صفحه: 0/2969 ثانیه
             صفحه اول                           کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به کانون مهندسین تحول کیمیا است(راه‌اندازی 1385)                           تماس با ما